خب توی این پست قراره راجب به اینکه چرا بسیاری از طرفداران از پایان سریال محبوب "تاسیان" ناراضی بودن
"مقدمه": در پایان سریال تاسیان،بابک شیرین نجات را هُل میدهد و شیرین که ضعیف شده بود سرش با شدت زیادی به زمین بر میخورد و سر شیرین میشکند و خون می آید...و با عث مرگ شیرین میشود! و امیر در داخل استخر توسط محسن داشت خفه میشد ولی محسن و بابک با دیدن مرگ شیرین ترسیدن و فرار کردن؛و امیر وقتی دید شیرین مرده و نفس نمیکشد اُمیدی به زندگی نداشت به گفته ی بعضی ها امیر دِق کرد و در آب ماند و مُرد ولی اشتباه هست امیر از قصد در آب ماند و به زندگی خود پایان داد! همانطور که در یکی از صحنه های فیلم به شیرین گفته بود " زندگی بدون تو برای من تاسیانه"
حالا با مرگ ناگوار این دو عاشق که زمین و زمان انگار به هم متصل بودن که این دو بهم نرسند طرفداران ناراضی هستند...چراکه همه منتظر صحبت و حل و فصل ماجرا بودند ولی حیف،حیف که دیر شد و کسی برای صحبت پیش قدم نشد!
دلیل اول برای ناراضی بودن: مرگ شیرین! شیرین دختر با استعداد و زیبای این سریال که عا.شق امیر بود و امیر هم نسبت به او همانگونه بود با یک ضربه ی ساده از سر ضعیف شدن چشمانش را به تین دنیا بست و به گفته ی خیلی از طرفدارن "شیرین همه چیز جمشید نجات بود و بعد از مًرگ او بخشی از وجودش تاریک و خالی خواهد ماند"
دلیل دوم: مرگ امیر! امیر پسر عاشق و دلباخته ی شیرین که حاضر بود برای او هرکاری انجام دهد در پایان با دیدن مرگ شیرین همه چیزش را از دست داد! او اُمیدم را نسیت به زندگی از دست داد و در استخر ماند و خفه شد و بعد چشم بر این دنیا بست که به گفته ی برخی از طرفداران "حیف شد که امیر مُرد،مادرش برایش ارزوها داشت"
دلیل سوم/دلیل آخر: نرسیدن مریم به نادر! درست است که بسیاری از طرفداران علاقه به بهم رسیدن سعید و مریم داشتند ولی هیچ احساسی بین این دو نفر نبوده و مریم عا.شق نادر بوده و نادر هم همانگونه احساسات ذو داشته ولی دست سرنوشت نادر رو با خودش میبرد و برای همیشه از مریم دور میکند! و همه ی اُمید و عشق مریم از دست میره!
دوستان این پست رو ساعت ۴ صبح نوشتم و عکس هایش رو درآوردم!🤦♀
دوستان به کوییز: آیا میتونی نویسنده ی این جمله ها رو حدس بزنی؟ رو یه سر بزنین!
ج چ : شیرین💖💖
من تا چند هفته بعد پایان تاسیانگریه میکردم👈🏻👉🏻.
واقعا حس غم بزرگی بهم دست داده بود.
من با قسمت آخرش تا چند دقیقه تو شوک بودم
ولی سعیدم خیلی بد مرد
مریمم گناه داشت چون هم باباش هم نادر هم شیرین رو از دست داد
اگه قسمت ۲۲ و ۲۳ رو نمیدیدم الان زندگی بهتری داشتم
اگه پایانش اونجوری تموم میشد که مخاطب دوست داره به نظرم اصلا سریالش انقدر غوغا به پا نمیکرد و در آخر همه میگفتن ما حدس میزدیم آخرش چی میشد و خب یجورایی میشد مثل بقیه ی سریالا همین بود که جذابش کرد و به نظرم تینا پاکروان نویسنده ی درجه یک و عالیه چه در سریال خاتون چه در تاسیان
و حتی از اسم فیلم هم معلوم بود که آخرش چی میشه
(این فقط نظرمه)
منم نظرم همینه...
ولی دیگه موضوعش اومد به ذهنم و نوشتم! و خب مورد توجه هم خیلی قرار گرفت
نه پست تو که خیلی عالییی بودد ایده های خوبی داری💚🍀
جچ:نادر و مریم
کلا پوریا شکیبایی رو دوست دارم چون وقتی حرف میزنه صداش منو یاد عمو خسرو شکیبایی میندازه
آخی🥹
پایانش توهین به شعور مخاطب بود...
فکر کن این همه قسمت دارن سریال رو میبینن یهو بیخودی دو تا کارکتر اصلی که سریال باهاش جریان داشته رو بکشن..منطقیه؟
پایان تراژیک اینطوریه...مگه داستان لیلی مجنون یا شیرین و خسرو رو نشنیدی🥲
میدونم میدونم ولی آخههههه...
تینا بیروان
سعید و مریم
نظرم درباره دلیل سوم : یعنی شما دوست داشتین مریم به نادر برسه؟😕
من خوشحالم که امیر مرد ولی شیرینو نمیتونممممم
ببین مریم واقعا نادر رو دوست داشت و وقتی فهمید نادر م.رده تش.ن.ج کرد!
خب حالش بد شد و واقعا عاشق اون بود! من از این جهت نوشتم!
آره خب مریم واقعا بیشتر از هرکسی گناه داشت هم نادر و از دست داد هم شیرین تازه باباشم که مرده بود
منم شیرینو نمیتونمممممم
فقط چون توقع پایان خوب داشتن! از اسم فیلم مشخص بود پایان بد داره
چی بگم!